مرتضى مطهرى
114
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
فهماند . « لا مَقْطوعَةٍ » خصوصيت آن ميوهها اين است كه بريده نمىشود يعنى براى هميشه هست ، روزىاى نيست كه يك مدت موقت باشدبعد قطعش كنند « وَ لا مَمْنوعَةٍ » و نه اينكه در حالى كه وجود دارد تكليفى بيايد منعش كند . نه مىبُرند ( نمىآورند ) كه اساساً وجود نداشته باشد ( مىگويد چنين نيست ، هميشه وجود دارد ) و نه در حالى كه وجود دارد منعى در كار است كه بگويند به آن درخت نزديك نشويد مثل آنچه كه [ براى ] آدم در ابتدا وجود داشت ولى گفتند به آن درخت نزديك نشو . « وَ فُرُشٍ مَرْفوعَةٍ » بساطها و فراشهايى در آنجا وجود دارد عالى ، بلنددرجه ، بلند مرتبه . ظاهر « فراش » اين است كه مقصود همين بساطها و فرشها باشد ولى [ در اين صورت ] همينقدر مىگفتند « اما عالى » . بعضى گفتهاند اين كنايه است چون « فراش » در زبان عربى به دو معنا گفته مىشود ؛ يك معنايش همسر است يعنى زن براى مرد . آنوقت عالىاى كه در اينجا آمده ، در تفاسير آمده است يعنى عالى هستند از نظر قدر ، اخلاق و فكر ، يعنى بعضى انحطاطهاى فكرى و روحى ( خُلقى ) كه در برخى از زنهاى دنيا ديده مىشود آنجا ديگر وجود ندارد . ديگر زنِ آنجا آن نقص و عيبى كه در زنهاى دنيا هست در او نيست ، و اينها همان زنهاى دنيا هستند كه اهل بهشت مىشوند ولى منهاى نقصهايى كه احياناً در زنهاى دنيا وجود دارد . « انّا انْشَأْناهُنَّ انْشاءً » كأ نّه ما آنها را انشاء كردهايم انشاء كردنى . مثل اينكه از نو ساخته مىشوند . « فَجَعَلْناهُنَّ ابْكاراً » در آنجا بيوهگى وجود ندارد . « عُرُباً اتْراباً » عُرُب جمع « عَروب » است . عَروب ، نصاب هم مىگويد [ يعنى ] شوهر دوست ، زنى كه به شوهر خود عشق بورزد ؛ چون از جمله لذاتى كه يك انسان مىبرد آن صفا و صميميت و مهر و مودّتى است كه در ناحيهء همسر خودش ببيند ( محبوبيت ) . « اتْراباً » همه تِرْب هستند يعنى همسنّ و سال و جواناند ، يعنى صحبت از عجوز و پير در آنجا نيست . پيرزنى آمد خدمت پيغمبر اكرم ( ازجمله شوخيهاى پيغمبر كه نقل كردهاند يكى همين است ) ظاهراً عرض كرد يا رسول الله دعا كن خدا مرا به بهشت ببرد . فرمود پيرزن كه به بهشت نمىرود ؛ در بهشت پيرزنى وجود ندارد . اين بدبخت گريهكنان برگشت . عبّاس عموى پيغمبر ديد . گفت يا رسولَاللّه شما به اين پيرزن چه فرمودهايد ؟ فرمودهايد پيرزن به بهشت نمىرود ؟ فرمود : پيرمرد هم نمىرود . او هم